دل نوشته من

سلام

امروز بالاخره گزارش خرید تکمیل شد و من یکمی راحت شدم

الهام امروز پیامک فرستاد که فردا میخواد بیاد دیدنم هیپنوتیزم الان یه 1 سال و خورده ای میشه ندیدمش  از  چند هفته قبل از عروسیم  دقیقا آخرین بار رفتم دم خونش و بهش کارت عروسی دادم اما نتونست بیاد عروسیم چون بینیش و یک هفته قبل از عروسی من عمل کرد  از اون موقع هم ندیدمش  حتی ندیدم بینیش و که عمل کرده چه شکلی شده دلم براش تنگ شده خیلی حال میده وقتی آدم دوستاش و بعد از مدتها که میبینه میشینه باهاش کلی حرف میزنه و درد دل میکنه اون میگه تو میگی کلی صفا داره

وای که یکی که میخواد بیاد خونمون من به حول و ولا میوفتم  باید برم خونه رو تمیز کنم  الهامم که حسااااااااااااس  واویلا  کی میشه من دیگه نیام سر کار راحت و آسوده به تمیزی خونم برسم بخدا من هپلی نیستم و اگر وقت داشته باشم همیشه خونه تمیز و مرتبه اما الان نه خودم اونی هستم که دلم میخواد نه خونم


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸٩ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ توسط نوا نظرات () |

Design By : nightSelect.com