دل نوشته من

داره بارون میاد  البته من توی اتاقم و نمیبینم بارشش رو   اما از صدایی که توی کانال کولر میپیچه متوجه بارشش میشم که گاهی هم شدید میشه  صداشو دوست دارم  مخصوصا الان 


چتد دقیقه پیش داشتم وبلاک دوست گلم شیر کوچولو رو میخوندم  دوستی که هنوز بعد از یکسال و اندی نمیدونم اسم قشنگش چیه  هیچ وقت هم ازم نخواستم که بهم بگه  چون فکر میکنم شاید براش سخت باشه   وبلاگشو باز گذاشتم برای شنیدن صدای موزیک وبلاگش  بهم حال و هوای خاصی میده  از خوندن پستش خیلی خوشحال شدم  از دیدن صمیمیت بین خودشو همسرش  خیلی براش خوشحالم و آرزو میکنم همیشه در کنار هم همینجور صمیمی و عاشقانه باشن  این خیلی خوبه  و البته با شناختی که از این دوست گل دارم ( هر چند کم ) میدونم که اونقدر خانومه که همیشه همینجور صلح و صفا بینشون پایداره 

امروز از صبح خونه بودم  الان دیگه تقریبا حوصلم سر رفته  از دیشب هم کمی بین منو حامی شکرابه  سر یه چیز خیلی کوچولو و بی ارزش  گاهی اوقات خیلی بد قلق میشه  من توی اتاقم و اونم  بیرون جلوی تی وی  برای خودش غذا گرم کرد و خورد و داره تی وی میبینه افسوس  گاهی اوقات دقیقا عین بچه ها میشه  اینجور موقع هاست که میگم خوبه که هنوز بچه نداریم  بذار اول این کوچولو بزرگ بشه بعد 

تنها چیزی که این موقعها دوسش دارم تنهاییمه  میشم مثل گذشته  مثل زمان تجرد  تنهای تنها خودم و خودم  چیزی که دلم براش خیلی تنگ شده  و اینجور موقعها با آغوش بار پذیراش میشم  کاش میشد 1 ماهی همینجور تنها باشم  دلم برای خودم تنگ شده

حوصله اینکه فردا بریم خونه بابای حامی رو ندارم اما باید بریم  چون دیروز از مشهد اومدن و باید بریم دیدنشون  منتظر بودم امشب بریم اما خوب خود حامی حرفی نزد منم چیزی نگفتم امشب میرفتیم بهتر بود

کاش حامی خیلی بزرگتر از این حرفا بود  کاش بزرگ شده بود من اینجور رفتارهارو اصلا نمیپذیرم  به نظرم خیلی بچه گانست  البته این رفتارها به سن و سال نیست به بلوغ فکری طرف بر میگرده  من که این روزا خودم حسابی خسته روحی و جسمی هستم این چیزا هم بیشتر خستم میکنه آخ  چه میشه کرد توکل به خدا  امیدارم خدا خودش هر جور که صلاح میدونه  اوضاع رو روبراه کنه  تنها چیزی که دلمو آروم میکنه توکل به خداست و بس

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ توسط نوا نظرات () |

Design By : nightSelect.com